((شناخت اوليه از راه ادراك مفهوم كلي نيست‌، بلكه با مصاديق جزئي يا افراد آغاز مي‌شود.)) بدين‌سان براي او مسئله‌ٴ ((تشخّص‌)) (اين‌كه چگونه جزئي از انضمام مفاهيم كلي حاصل مي‌گردد) از ميان مي‌رود.
مجمع عمومي دومينيكيان در سرقسطه (زاراگُزا در اسپانيا) (1309) آيين توما را آيين رسمي‌ فرقه اعلام كرد. علي رغم آن‌، دوران گرايش‌هاي ضدتومايي و نام‌گرايي را توسعه داد. شرح او بر عبارات را كميسيون دومينيكي در سال 1314 و بار ديگر در سال 1317 مميّزي كرد. بار دوم‌ هنگامي بود كه بر اثر تلاش‌هاي جوواني ناپلي و پتروس دوپالو فهرستي از 235 موضوع از كتاب دوران بيرون كشيده شد كه با اصول تومايي مباينت داشت‌. رساله‌ٴ او درباب روٴيت‌ الاهي به فرمان يوحناي بيست و دوم در سال 1333 بررسي شد و در آن 11 موضوع غلط به‌دست آمد.
دوران در مبارزه‌اش در راه استقلال نسبي و خردگرايي معتدل پيش‌گام و هم‌سنگر معاصر جوانترش آكمي (متوفا 1349) بود. با اين حال‌، ميان آن دو تفاوت فكري و اخلاقي فاحشي‌ وجود داشت‌. دوران در سال 1326 عضو كميسيوني بود كه براي بررسي مجدد شرح آكمي بر عبارات از سوي پاپ يوحناي بيست و دوم تشكيل شد، آن شورا 51 مطلب نادرست را از آن‌ بيرون كشيد.
ولي روشن است كه دوران را بايد همراه با آكمي در شمار متفكراني دانست كه سقوط اصول‌ مدرسي را تسريع و راه را براي علوم جديد هموار كردند. او مخالف جزم‌انديشي و حتي در مورد اظهارات خودش هم غيرمصر بود؛ مثلاً در بحث از بي‌نهايت به نظر مي‌رسد مردد است‌، ولي‌ تمايل به آن دارد كه خداوند قادر به خلق يك بي‌نهايت واقعي‌، خواه از لحاظ ابعاد يا تعداد، نيست‌؛ او فقط مي‌تواند يك چيز عظيم هم‌ارز با بي‌نهايت خلق كند؛ بي‌نهايت تنها در تصور مي‌تواند وجود داشته باشد، نه در واقعيت‌.
استقلال فكري دوران بسيار خوش‌آيند است‌، بيشتر بدان سبب كه با ملايمت همراه است‌. او جانب حرمت درست‌كيشي را فرو نمي‌نهد؛ ولي از مراجع بشري اطاعت كوركورانه نمي‌كند. هم‌چنان كه در شرحش بر كتاب عبارات مي‌گويد: ((حكمت طبيعي نه آن چيزي است كه ارسطو مي‌گويد و نه هيچ فيلسوف ديگر، بلكه آن چيزي است كه واقعاً در اشيا وجود دارد.)) آثار او عامه‌پسند نبود، با اين همه تأثيرش درخور چشم‌پوشي نيست و تا سده‌ٴ هجدهم ادامه‌ داشت‌.
4. نجوم
‌. دوران منجم نبود، ولي در شرحش بر عبارات مجبور شد عقايد نجومي‌اش را اظهار كند. ثوابت بر اثر گردش فلك هشتم حركت مي‌كنند. در مورد سيارات‌، مشاهده نشان مي‌دهد كه‌ فاصله‌شان از زمين متفاوت است و اين مستلزم خروج از مركز است‌؛ و اين‌كه مسير آنها در